ابراهيم عاملي ( موثق )
50
تفسير عاملي ( فارسي )
اشخاص ضعيف را ميترسانند كه آنها ناچار شده با قرض و زحمت خوار و بار ميخرند و ذخيره ميكنند و در نتيجه با مختصر شيرين سخنى و مجلسآرائى موجب گرانى ارزاق و ناراحتى ضعفا را فراهم مينمايند ( چنان كه خود شاهد اين گونه قضايا بودهام ) ، در جمله ى اوّل آيه به خوبى از اين اخلاق انتقاد شده است و ما را راهنمائى بخوددارى از اين فكر و عمل نموده است . 2 - شايد كلمه ى امر در اوّل آيه اشاره باشد بهر فكر و نظر كه موجب نگرانى و اميدوارى است ، و سرزنش شده است از اظهار عقيده در هر شايعه و شهرت و در جمله ى بعد راهنمائى شده است كه براى روشن شدن مطالب باريك و درهم و برهم بايد بپيغمبر و اولو الأمر ، مراجعه كنند ، پس ممكن است اين سرزنش اول و دستور دوم راهنمائى باشد براى آنها كه باستناد هر نوشته ى كتاب و يا گوينده ى مجهول - الحال اظهار عقيده و نظر ميكنند و موجب نااميدى و يا غرور و بىاعتنائى مردم ساده را فراهم مينمايند ، و بايد از اظهار عقيده ى خود احتراز كنند و براى فهم درست به خبره و متخصّصين آن و يا كتابهاى صحيح كه بجاى پيغمبر و اولو الأمر امروزه در دسترس ما هست مراجعه كنند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 84 ] فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّه لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّه أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّه أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا ( 84 ) معنى لغات : قاتل - از مصدر قتال بمعنى جنگ كردن . حرّض - از مصدر تحريض بمعنى تحريك و وادار كردن « عسى » شايد ، اميد است « يكفّ » از مصدر كفّ و كفافه بمعنى از كارى منصرف كردن و جلوگيرى شدن ، حاشيه ى لباس را دوختن ، جمع كردن ، ظرف را پركردن ، فراهم كردن ، پايرا با دستمال بستن ، آبرو نگهداشتن « بأس » - دليرى ، نيرومندى ، ترس ، آزار . « تنكيل » - گرفتار كردن ، موجب عبرت و ترس ديگران بر كسى وارد آوردن ، از چيزى منصرف كردن ترجمه : اى محمّد تو خود در راه خدا جنگ كن [ و پرواى ديگران مدار كه ] تو